دیکشنری فارسی

standing order

UKstændiŋɔːdər

معنی فارسی

دستورالعملهاي ثابت دستورات ثابت

معنی کامل و مثال‌ها

● دستور همیشگی، دستوری که به قوت خود باقی است

● (جمع - فرآیندهای پارلمانی) مقررات جاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a rule of order permanently in force

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن