staple (2)
معنی کامل و مثالها
/stā´pǝl/n., vt.
● مفتول (برای دوختن کاغذ با ماشین دوخت کاغذ)، سوزن منگنه
● (نجاری و غیره) میخ U شکل، میخ دو سر، میخ خمیده
● (با میخ دو سر یا مفتول کاغذدوز) دوختن، به هم وصل کردن
those five letters were stapled together
آن پنج نامه را به هم دوخته بودند.