دیکشنری فارسی

star-crossed

معنی کامل و مثال‌ها

/strär´krôst´/adj.

● فلک زده، بدطالع، بداقبال، تیره بخت، تیره‌روز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن