دیکشنری فارسی

stardom

UKstɑːdəm US'stɑ:dəm

معنی فارسی

ستارگي ، ستاره شدن سينما وغيره .

معنی کامل و مثال‌ها

/-dǝm/n.

● ستارگان سینما، چهره‌های درخشان، اشخاص برجسته

● مقام یا ارج ستاره‌ی سینما یا ورزش (و غیره)، هنرپیشگی، برجستگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the status of being acknowledged as a star “stardom meant nothing to her”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن