دیکشنری فارسی

startlingly

UKstɑːtliŋliː US'stɑ:tlıŋlı

معنی فارسی

از جا پراندن تکان دادن رم دادن رمانيدن از جا پريدن رميدن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a startling manner “a startlingly modern voice” “Derived from adjective: startling”

واژه‌های دیگر با معنی «از جا پراندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن