دیکشنری فارسی

stasis

معنی فارسی

(طب)

گرفتگي (درجريان چيزهايي مثل خون در رگ يا

مدفوع در روده)، (فيزيک) حالت سکون ، تعادل.

معنی کامل و مثال‌ها

/stā´sis, stas´is/n., pl.

(زیست شناسی) ایستش، ایستایی (توقف جریان آبگونه مثلا خون در بدن)

(روده‌ها) کاهش حرکت دودی (که موجب یبوست و سختی دفع می‌شود)، روده تنبلی

سکون، همسنگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an abnormal state in which the normal flow of a liquid (such as blood) is slowed or stopped
  2. inactivity resulting from a static balance between opposing forces

واژه‌های دیگر با معنی «(طب)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن