statgnate معنی فارسی راکد شدن از جنبش ايستادن گنديده شده کساد شدن. واژههای دیگر با معنی «راکد شدن» stagnate راکد شدن، راکد ماندن، از جنبش ايستادن still بي جوش، بي کف، بي جنبش