دیکشنری فارسی

statics

UKstætiks

معنی فارسی

گفتار در اجسام ساکن ، مبحث اجسام ساکن

معنی کامل و مثال‌ها

/stat´iks/n.pl.

● (با فعل مفرد - بخشی از مکانیک که با جسم‌ها و توده‌ها و نیروهای ساکن و ترازمند سر و کار دارد) ایستاشناسی، ایستمان شناسی، ایست شناسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the branch of mechanics concerned with forces in equilibrium

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن