statistic(al) معنی فارسی اماري وابسته به احصائيه واژههای دیگر با معنی «اماري» statistical اماري. cartogram نقشه اماري probit واحد قياس احتمالات اماري بر اساس حداقل، انحراف از ميزان متوسط. actuarial تعيين شده توسط مامورا حصائيه، احصائي، اماري