دیکشنری فارسی

statoblast

معنی فارسی

ايستاتنده

معنی کامل و مثال‌ها

/stat´ǝ blast´/n.

● (جانور شناسی - خزه زیان) ایستاتنده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن