دیکشنری فارسی

statued

معنی فارسی

آراسته به تنديس به صورت مجسمه تنديس شده پيکر تراشي شده

معنی کامل و مثال‌ها

/stach´ōōd/adj.

● آراسته به تندیس، به صورت مجسمه، تندیس شده، پیکر تراشی شده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن