دیکشنری فارسی

statuesque

US'stætʃu'esk

معنی فارسی

مجسمه وار شبيه مجسمه

معنی کامل و مثال‌ها

/stach´oo esk´/adj.

مجسمه مانند، تندیس مانند

(زن) خوش قامت، خوش هیکل، رعنا، خوش ریخت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. suggestive of a statue
  2. of size and dignity suggestive of a statue

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن