دیکشنری فارسی

steak tartare

معنی کامل و مثال‌ها

/tär tär´/

● خوراک پیاز خرد کرده و زرده‌ی تخم مرغ و گوشت گاو چرخ کرده و ادویه که خام می‌خورند

تعریف انگلیسی

noun
  1. ground beef mixed with raw egg and e.g. onions and capers and anchovies; eaten raw

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن