steam boiler معنی فارسی ديگ بخار معنی کامل و مثالها ● دیگ بخار واژههای دیگر با معنی «ديگ بخار» flue boiler ديگ بخار boiler ديگ (بخار)، جوشاننده boiler room اطاق ديگ بخار electric boiler ديگ بخار برقي margine boiler ديگ بخار کشتي boiler maker متصدي ديگ بخار make up feed آب مصرفي ديگ بخار ناو fire room اطاق ديگ بخار ناو (دريايي) checkman متصدي کنترل آب ديگ بخار (دريايي) feed water آب رسيده به ديگ بخار ناو (دريايي)