دیکشنری فارسی

steep (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/stēp/adj., n.

● پر شیب، سر بالا، سر پایین، سراشیب، شیب دار، تنده، (شیب) تند، نشیب

a steep incline

شیب تند

a steep road

جاده‌ی پر شیب

● گزاف، زیاده، اجحاف آمیز، افراط آمیز

steep prices

قیمت‌های گزاف

steep demands

خواسته‌های افراط آمیز

● غلو آمیز، زیاد نما

Agha Rahim's steep statements

اظهارات غلو آمیز آقا رحیم

● (مهجور) رفیع، بلند، فراز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن