stele
معنی فارسی
سنگ قبر، سنگ کيلومتر نما،پلمه ، لوحه ي راست،
بخشي از ديوار که چيزي روي آن حک يا نوشته
شده است
استوانه يآوندي، استوانه ي مرکزي، استوانه
معنی کامل و مثالها
/stē´lē/
● (صفحه یا ستون سنگی که به طور عمود در زمین کار میگذارند و روی آن نوشته یا تصویر است) سنگ قبر، سنگ کیلومتر نما، پلمه، لوحهی راست، ستونچه
● (معماری) بخشی از دیوار که چیزی روی آن حک یا نوشته شده است
● (گیاه شناسی) استوانهی آوندی، استوانهی مرکزی، استوانه
تعریف انگلیسی
noun
- the usually cylindrical central vascular portion of the axis of a vascular plant
- an ancient upright stone slab bearing markings