دیکشنری فارسی

stemless

معنی فارسی

بدونساقه ، بدونتنه ، فاقد استعداد ساقه اوري.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not having a stem “stemless glassware”
  2. (of plants) having no apparent stem above ground

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن