دیکشنری فارسی

stemmed

UKstemd USstemd

معنی فارسی

ساقه تند

معنی کامل و مثال‌ها

/stemd/adj.

● (معمولا در ترکیب) دارای ساقه یا پایه یا ستاک از نوعی بخصوص

a long-stemmed flower

گل ساقه بلند

● دارای ساقه‌ی کنده شده، بی ساقه

stemmed cherries

گیلاس‌هایی که ساقه‌ی آنها را کنده‌اند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a stem or stems or having a stem as specified; often used in combination “stemmed goblets” “long-stemmed roses”
  2. (of plants) producing a well-developed stem above ground
  3. having the stem removed “stemmed berries”

واژه‌های دیگر با معنی «ساقه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن