stereoscopy معنی فارسی برجسته بيني معنی کامل و مثالها /ster´ē äs´kǝ pē/n.● برجسته نمایی، استرئوسکوپی واژههای دیگر با معنی «برجسته بيني» stereoscopic برجسته بيني، برجسته بين. vectograph عکس برجسته بيني، عکس مخصوص استفاده از عينک برجسته بيني perspective spatial model مدل برجسته بيني، مدل برجسته زمين زير برجسته بين stereoscopic pair زوج برجسته بيني، زوج استروسکپي (عکس هوايي) floating lines خطوط مواج برجسته نگاري و برجسته بيني، (عکاسي هوايي)، خطوط مواج عکس هوايي floating mark نقاط مواج عکس هوايي (در برجسته بيني)، نقاط ايستگاه برجسته بيني stereoplanigraph نوعي دستگاه تهيه نقشه بطريقه برجسته بيني، با طريقه دستي و رسم با مداد الکترونيکي stereogram يک زوج عکس استريوسکوپي توجيه شده براي، برجسته بيني stereopsis بينايي سه بعدي، برجسته بيني stereoscope جهان نما، آلت برجسته بيني