دیکشنری فارسی

sterilize

UKsterəlaiz US'sterə'laız

معنی فارسی

سترون کردن ، نازا کردن ،

بي بار يا بيحاصل کردن ، بيهوده ساختن

معنی کامل و مثال‌ها

/ster´ǝ līz´/vt.

● سترون کردن، نازا کردن، عقیم کردن

after her illness, she became sterile

پس از بیماری نازا شد.

● گندزدایی کردن، ضد عفونی کردن

sterilized surgical instruments

ابزار جراحی گندزدایی شده

● (به ویژه زمین کشاورزی) نابارور کردن، کشت ناپذیر کردن، بایر کردن، لم یزرع کردن (انگلیس: sterilise)

تعریف انگلیسی

verb
  1. make free from bacteria “Somebody ----s something”
  2. make infertile “in some countries, people with genetically transmissible disabilites are sterilized” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «سترون کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن