stern (1)
معنی کامل و مثالها
/stu_rn/adj.
● سختگیر، خشن، بی گذشت، بی خمش، غیرقابل انعطاف، مستبد، خمش ناپذیر
a stern teacher
معلم سختگیر
stern discipline
انضباط خمش ناپذیر
● سختگیرانه، خشونت آمیز، سخت
a stern answer
پاسخ سخت
stern measures
اقدام خشونت آمیز
● عبوس، بد عنق، بد خلق، (قیافه) در هم، اخمو، بد اخم، ترشرو
a stern face
قیافهی عبوس