stew pan معنی فارسی کماجدان مترادفها noun Saucepan, kettle, skillet. واژههای دیگر با معنی «کماجدان» skillet کماجدان، ديگچه، ديگ کوچک دسته دار stew-pan کماجدان pipkin کماجدان کوچک، ديزي cacciatore پخته شده در کماجدان به همراه روغن زيتون، و گوجه فرنگي و غيره saucepan روغن دان، کماجدان، ديگچه marmit ديگ، کماجدان cocotte زن جوان بد اخلاق وجلف، هرزه .، کماجدان کوچک