دیکشنری فارسی

stewardess

UKstjeədes US'stu:ədəs

معنی فارسی

ناظر خرج مونث مهماندار هواپيما.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr dis/n.

● (زن)

● مباشر، پیشکار (رجوع شود به: steward)

● مهماندار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman steward on an airplane

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن