دیکشنری فارسی

stewed

UKstjeəd USstu:d

معنی فارسی

آهسته جوشاندن ، آهسته پختن ، دم کردن ،

آهسته جوشيدن يا پختن

معنی کامل و مثال‌ها

/stōōd/adj.

● آب پز شده، آرام پخته

● (خودمانی) مست

تعریف انگلیسی

adjective
  1. cooked in hot water

واژه‌های دیگر با معنی «آهسته جوشاندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن