دیکشنری فارسی

stickiness

UKstikinəs

معنی فارسی

چسبندگي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē nis/n.

● چسبناکی، چسبانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the property of sticking to a surface

مترادف‌ها

noun
Adhesiveness, viscousness, glutinousness, tenacity, viscosity.

واژه‌های دیگر با معنی «چسبندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن