دیکشنری فارسی

stickman

معنی فارسی

متصدي ميز سرپرست ميز چوگاندار

معنی کامل و مثال‌ها

/stik´man´/n., pl.

● (در کازینوها) متصدی میز، سرپرست میز

● (ورزش‌های چوگانی مانند هاکی) چوگاندار

he's a good stickman

او چوگاندار خوبی است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن