دیکشنری فارسی

stiff necked

معنی فارسی

کله شق گردن کش خودسر سخت خشک گردن

مترادف‌ها

adjective
Stubborn, obstinate, obdurate, dogged, mulish, headstrong, contumacious, crossgrained, unruly, intractable.

واژه‌های دیگر با معنی «کله شق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن