دیکشنری فارسی

stillborn

UKstilbɔːn US'stıl'bɔ:n

معنی فارسی

زايمان بچه مرده ، مرده زاد

جنين مرده بدنيا امده

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrn´/adj.

● افگانه، (کودک) سر زا رفته، مرده (در رحم یا طی تولد)، مرده زاد

● (مجازی) از ابتدا ناموفق

● رجوع شود به: abortive

تعریف انگلیسی

adjective
  1. failing to accomplish an intended result “an abortive revolt” “a stillborn plot to assassinate the President”
  2. (of newborn infant) showing no signs of life at birth; not liveborn “a stillborn baby”

واژه‌های دیگر با معنی «زايمان بچه مرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن