دیکشنری فارسی

stilted

UKstiltid US'stıltıd

معنی فارسی

سوار چوب پا ، بالا ايستاده ، بلند ،

مطنطن ، با آب و تاب ، قلنبه

داراي چوب پا ، با اب وتاب ، با شکوه

معنی کامل و مثال‌ها

/stil´tid/adj.

(مانند آدم روی چوب پا) بلند، فرازیده، بالا رفته

ساختگی، دارای جلال یا جلوه‌ی دروغین یا ظاهری، تو خالی، نمایشی، تصنعی، متکلف

مترادف‌ها

adjective
Pompous, swelling, inflated, bombastic, turgid, pretentious, grandiloquent, high flowing, high sounding, fustian, stilty, tumid, highflown, grandiose.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن