stilted
UKstiltid
US'stıltıd
معنی فارسی
سوار چوب پا ، بالا ايستاده ، بلند ،
مطنطن ، با آب و تاب ، قلنبه
داراي چوب پا ، با اب وتاب ، با شکوه
معنی کامل و مثالها
/stil´tid/adj.
● (مانند آدم روی چوب پا) بلند، فرازیده، بالا رفته
● ساختگی، دارای جلال یا جلوهی دروغین یا ظاهری، تو خالی، نمایشی، تصنعی، متکلف
مترادفها
adjective
Pompous, swelling, inflated, bombastic, turgid, pretentious, grandiloquent, high flowing, high sounding, fustian, stilty, tumid, highflown, grandiose.