دیکشنری فارسی

stimulus

UKstimjuləs US'stımjələs

معنی فارسی

انگيزه وسيله تحرک محرک تحريک فشار تاثير اثر موي تيز نيش

معنی کامل و مثال‌ها

/-lǝs/n., pl.

(روان‌شناسی - زیست شناسی) انگیزه، انگیزان، انگیزگر، محرک، انگیختار، شوند، وژول

stimulus control

مهار انگیزه

مشوق، شادمان کن، شور آور

قصد، منظور اصلی

مترادف‌ها

noun
Incentive, spur, goad, incitement, stimulant, provocative, provocation, motive, encouragement.

واژه‌های دیگر با معنی «انگيزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن