دیکشنری فارسی

stingray

معنی فارسی

نوعي ماهي پهن برقي.

معنی کامل و مثال‌ها

/stiŋ´rā´/n.

● (جانورشناسی) پرتو ماهی گزنده (تیره‌ی Dasyatidae راسته‌ی Myliobatiformes که دم آنها تیغ‌های زهرین دارد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. large venomous ray with large barbed spines near the base of a thin whiplike tail capable of inflicting severe wounds

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن