دیکشنری فارسی

stingy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/stiŋ´ē/adj.

● نیش زن، گزنده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن