دیکشنری فارسی

stir (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/stu_r/vi., n., vt.

● (ملایم یا کم) تکان دادن، همزدن، بشولاندن، جم دادن

she puts sugar in her tea and stirs it

شکر در چای خود می‌ریزد و آن را هم می‌زند.

to stir a can of paint with a stick

قوطی رنگ را با چوب هم زدن

● (معمولا با: in یا into) افزودن و همزدن، آمیختن، در آمیختن، قاطی کردن

stir in the flour gradually to avoid lumping

آرد را کم‌کم اضافه کن و هم بزن تا قلمبه نشود.

stir the eggs into the milk

تخم مرغ‌ها را بریز توی شیر و هم بزن.

● زیر و رو کردن، بالا و پایین کردن، جا به جا کردن

the children swam in the pool and stirred up the slime

بچه‌ها در حوض شنا کردند و لجن‌ها را پراکنده کردند.

I stirred the fire with a poker so that it would burn better

آتش را با سیخ زیر و رو کردم تا بهتر بسوزد.

● جم خوردن، جنبیدن، تکان خوردن، به حرکت در آمدن، لوشیدن، لول خوردن

she said, "you must stir yourself to sweep the floor"

گفت "باید جم بخوری و اتاق را جارو کنی‌".

the air was calm and not a leaf was stirring

هوا آرام بود و حتی یک برگ هم تکان نمی‌خورد.

each time I stirred the bed would squeak

هر بار که لول می‌خوردم تختخواب صدا می‌کرد.

I didn't stir out of the house yesterday

دیروز از خانه جم نخوردم.

● برانگیختن، انگیزاندن، انگیختن، تحریک کردن، وا داشتن، به هیجان در آوردن

obstacles stirred him to greater effort

موانع او را به کوشش بیشتر وامی‌داشت.

their deplorable condition stirred universal pity

وضع اسفناک آنها ترحم همگان را برانگیخت.

her speech stirred us into action

نطق او ما را به فعالیت در آورد.

● بیدار کردن، فرا خواندن، (خاطره) زنده کردن

to stir memories

خاطرات را زنده کردن

● فعال شدن یا بودن، کنشور شدن یا بودن

once again, the city is stirring

بار دیگر شهر به فعالیت در آمده است.

● عمل مخلوط کردن یا هم زدن، صدای هم زدن

● جنبش، حرکت، جم، تکان

the least stir of the wind

کمترین تکان باد

an age of stir and chance

دوران جنبش و تغییر

● همزنی، اختلاط

to give the soup a stir

آبگوشت را هم زدن

● هیجان، شور، انگیزش

● بلوا، شورش

* stir up

شوراندن، تحریک کردن، برانگیختن، راندن

the people were stirred up to rebellion

مردم را تحریک به شورش کردند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن