دیکشنری فارسی

stockade

UKstɔkeid

معنی فارسی

سد چوبي (که از تيرهاي چسبيده بهم بسازند) ،

با تيرهاي چسبيده سد کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/stä kād´/n., vt.

● (برای عقب نگهداشتن جمعیت) نرده‌ی موقت، مانع خیابانی، سد چوبی

● (ارتش) سنگر چوبی، جان پناه چوبی، دیواره‌ی دیرکی، تبرک

● حصار یا پاسگاه یا قلعه (که دور آن با فرو کردن دیرک در زمین دیوار دفاعی کشیده‌اند)

● حصار بندی کردن، (با دیواره‌ی دیرکی) مستحکم (پدآفندپذیر) کردن

● محوطه‌ی اسیران جنگی (دارای دیوار دیرکی)

تعریف انگلیسی

verb
  1. fortification consisting of a fence made of a line of stout posts set firmly for defense
  2. a penal camp where political prisoners or prisoners of war are confined (usually under harsh conditions)
  3. surround with a stockade in order to fortify “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن