stockade
UKstɔkeid
معنی فارسی
سد چوبي (که از تيرهاي چسبيده بهم بسازند) ،
با تيرهاي چسبيده سد کردن
معنی کامل و مثالها
/stä kād´/n., vt.
● (برای عقب نگهداشتن جمعیت) نردهی موقت، مانع خیابانی، سد چوبی
● (ارتش) سنگر چوبی، جان پناه چوبی، دیوارهی دیرکی، تبرک
● حصار یا پاسگاه یا قلعه (که دور آن با فرو کردن دیرک در زمین دیوار دفاعی کشیدهاند)
● حصار بندی کردن، (با دیوارهی دیرکی) مستحکم (پدآفندپذیر) کردن
● محوطهی اسیران جنگی (دارای دیوار دیرکی)
تعریف انگلیسی
verb
- fortification consisting of a fence made of a line of stout posts set firmly for defense
- a penal camp where political prisoners or prisoners of war are confined (usually under harsh conditions)
- surround with a stockade in order to fortify “Somebody ----s something”