دیکشنری فارسی

stockman

US'stɔkmən

معنی فارسی

دامدار دامپرور انبار دار متصدي انبار

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn, -man´/n., pl.

● دامدار، دامپرور

● انبار دار، متصدی انبار

تعریف انگلیسی

noun
  1. farmer who breed or raises livestock

واژه‌های دیگر با معنی «دامدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن