دیکشنری فارسی

stockpile

UKstɔkpail US'stɔk'paıl

معنی فارسی

انباشته ذخيره انباشته کردن توده کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-pīl´/n., vt., vi.

● (به ویژه به خاطر پیش بینی نیاز یا کمبودهای آینده) اندوختن، انباشتن، ذخیره کردن، انبار کردن، تلمبار کردن

to stockpile weapons secretly

پنهانی اسلحه انبار کردن

● ذخیره، اندوخته، انباشته، گردآوردی

Japan's stockpile of fuel is designed to last four months

ذخیره‌ی سوخت ژاپن برای مصرف چهار ماه پیش بینی شده است.

تعریف انگلیسی

verb
  1. something kept back or saved for future use or a special purpose
  2. a storage pile accumulated for future use
  3. have on hand “Do you carry kerosene heaters?” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «انباشته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن