stockpile
UKstɔkpail
US'stɔk'paıl
معنی فارسی
انباشته ذخيره انباشته کردن توده کردن.
معنی کامل و مثالها
/-pīl´/n., vt., vi.
● (به ویژه به خاطر پیش بینی نیاز یا کمبودهای آینده) اندوختن، انباشتن، ذخیره کردن، انبار کردن، تلمبار کردن
to stockpile weapons secretly
پنهانی اسلحه انبار کردن
● ذخیره، اندوخته، انباشته، گردآوردی
Japan's stockpile of fuel is designed to last four months
ذخیرهی سوخت ژاپن برای مصرف چهار ماه پیش بینی شده است.
تعریف انگلیسی
verb
- something kept back or saved for future use or a special purpose
- a storage pile accumulated for future use
- have on hand “Do you carry kerosene heaters?” “Somebody ----s something”