دیکشنری فارسی

stockyard

UKstɔkjɑːd US'stɔk'jɑ:d

معنی فارسی

دامگاه محوطه دامداري محل فروش دام. محوطه ي دامداري حصار

معنی کامل و مثال‌ها

/stäk´yärd´/n.

(معمولا جمع) حصار دام (که دام‌ها را قبل از کشتار یا حمل و نقل در آنجا موقتا نگه می‌دارند)

(مزرعه) محوطه‌ی دامداری، حصار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن