stomatology
معنی فارسی
گفتاردر (ناخوشي هاي) دهان ، مبحث (امراض) دهان
معنی کامل و مثالها
/stō´mǝ täl´ǝ jē/n.
● (بخشی از پزشکی که با دهان و بیماریهای آن سروکار دارد) دهان شناسی، دهان پزشکی
گفتاردر (ناخوشي هاي) دهان ، مبحث (امراض) دهان
/stō´mǝ täl´ǝ jē/n.
● (بخشی از پزشکی که با دهان و بیماریهای آن سروکار دارد) دهان شناسی، دهان پزشکی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن