دیکشنری فارسی

stomp

USstɔmp

معنی فارسی

پايکوبي لگد کوبي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/stämp/vt., vi., n.

● (نوعی موسیقی جاز با آهنگ تند و شاد) استامپ

● رقص همراه با این موسیقی

● استامپ رقصیدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a dance involving a rhythmical stamping step
  2. walk heavily “The men stomped through the snow in their heavy boots” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “The children stomp to the playground”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن