دیکشنری فارسی

stool

UKstuːl USstu:l

معنی فارسی

چارپايه ، عسلي ، کرسي پا ،

صندلي سوراخ دار براي نشستن و قضاي حاجت

کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/stōōl/n., vi.

● چارپایه، چهارپایه، صندلی بی‌پشتی

● رجوع شود به: footstool

● مستراح، آبریزگاه، مبال

● صندلی مستراح فرنگی

● مدفوع، (کارکردن مزاج) یکدست، سرگین، عن، گه، پیخال

stool sample

نمونه‌ی مدفوع

● (گیاه) ریشه‌ی اصلی (که ریشه‌های فرعی از آن منشعب می‌شوند)، سرریشه، ساقه، بیخ گیاه، بن درخت، جوانه زدن

● چوبی که برای جلب پرندگان دیگر یک پرنده به آن می‌بندند، پرنده‌ی بسته شده به این چوب، مرغ گیرانداز، مرغ جاذب

● (عامیانه) خبرکشی کردن، جاسوسی کردن، گیراندازی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a simple seat without a back or arms
  2. solid excretory product evacuated from the bowels
  3. a plumbing fixture for defecation and urination
  4. (forestry) the stump of a tree that has been felled or headed for the production of saplings
  5. lure with a stool, as of wild fowl “Somebody ----s something”
  6. react to a decoy, of wildfowl “Something ----s”
  7. grow shoots in the form of stools or tillers “Something ----s”
  8. have a bowel movement “The dog had made in the flower beds” “Something ----s” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
1. Seat (without a back).
2. Discharge (from the bowels), evacuation.

واژه‌های دیگر با معنی «چارپايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن