stop order
معنی فارسی
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند
مالي به مرجع پرداخت کننده
معنی کامل و مثالها
● (دستور به دلال یا کارگزار بورس) دستور خرید یا فروش به قیمت از پیش تعیین شده
تعریف انگلیسی
noun
- an order to a broker to sell (buy) when the price of a security falls (rises) to a designated level