دیکشنری فارسی

stop order

معنی فارسی

دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند

مالي به مرجع پرداخت کننده

معنی کامل و مثال‌ها

● (دستور به دلال یا کارگزار بورس) دستور خرید یا فروش به قیمت از پیش تعیین شده

تعریف انگلیسی

noun
  1. an order to a broker to sell (buy) when the price of a security falls (rises) to a designated level

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن