دیکشنری فارسی

stop watch

UKstɔpwɔtʃ

معنی فارسی

ساعت وقت گذاري (که حرکت وايست ان باختيارشخص

است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a timepiece that can be started or stopped for exact timing (as of a race)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن