دیکشنری فارسی

stopgap

UKstɔpgæp US'stɔp'gæp

معنی فارسی

چاره موقت وسيله موقت دريچه انسداد.

معنی کامل و مثال‌ها

/stäp´gap´/n., adj.

● جانشین موقت، جایگزین موقت

● وسیله‌ی موقت، جا پرکن، کار راه انداز

تعریف انگلیسی

noun
  1. something contrived to meet an urgent need or emergency

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن