دیکشنری فارسی

stopover

UKstɔpouvər US'stɔ'pəuvə

معنی فارسی

در وسط راه ايستادن ، توقفگاه بين راه .

معنی کامل و مثال‌ها

/-ō´vǝr/n.

(در سفر) توقف، ایست

محل توقف، توقفگاه بین راه، قهوه‌خانه‌ی بین راه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a stopping place on a journey “there is a stopover to change planes in Chicago”
  2. a brief stay in the course of a journey “they made a stopover to visit their friends”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن