دیکشنری فارسی

stopple

معنی فارسی

سربطري راگذاشتن سربطري توپي بستن

معنی کامل و مثال‌ها

/stäp´ǝl/n., vt.

● توپی، بندآور، تشتک، درپوش، زیر آب بند، سربطری

● (با توپی یا بندآور و غیره) بستن

تعریف انگلیسی

verb
  1. blockage consisting of an object designed to fill a hole tightly
  2. close or secure with or as if with a stopper “She stoppered the wine bottle” “The mothers stoppered their babies' mouths with pacifiers” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن