storied (1)
معنی کامل و مثالها
/stôr´ēd/adj.
● مذکور در تاریخها یا داستانها، مشهور، نامور، داستانی
● مزین به تصویر صحنهی داستانها یا تواریخ
/stôr´ēd/adj.
● مذکور در تاریخها یا داستانها، مشهور، نامور، داستانی
● مزین به تصویر صحنهی داستانها یا تواریخ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن