storkeeping معنی فارسی انبارداري واژههای دیگر با معنی «انبارداري» warehousing انبارداري، نگهداري در انبار storekeeping عمل انبارداري، رسيدگي به انبار storage costs هزينه هاي انبارداري decimal file system سيستم انبارداري اعشاري، سيستم شمارش اقلام اعشاري free-issue system سيستم انبارداري که در آن جهت گرفتن کالا، نياز به برگ درخواست نمي باشد cellarage حق انبارداري براي نگهداشتن چيزي درزيرزمين open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز، انبارداري در محوطه روباز