story (2)
معنی کامل و مثالها
/stôr´ē/n., pl.
● (ساختمان) طبقه، اشکوب
he lived in a three-story house
او در یک خانهی سه اشکوبه زندگی میکرد.
a hotel ten stories high
یک هتل به بلندی ده طبقه
the fifth story
طبقه پنجم
● بخش، قسمت (انگلیس: storey)
/stôr´ē/n., pl.
● (ساختمان) طبقه، اشکوب
he lived in a three-story house
او در یک خانهی سه اشکوبه زندگی میکرد.
a hotel ten stories high
یک هتل به بلندی ده طبقه
the fifth story
طبقه پنجم
● بخش، قسمت (انگلیس: storey)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن