دیکشنری فارسی

stove (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/stōv/n.

● (آشپزخانه)فر، اجاق، خوراکپز

● بخاری، گرمکن

● گرمخانه، خشک سازگاه، خشکخانه

● گلخن، تون

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن