stowage
UKstouidʒ
معنی فارسی
(عمل) تنگ هم چيدن ياخوب جادادن (کالا)
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● در انبار گذاری، تنگ هم چینی، نگهداری در انبار
● محل انبار کردن، نهشتگاه، انبار
● هزینهی انبار داری، کرایهی انبار
● هرچیز انبار شده یا نهفته
تعریف انگلیسی
noun
- the charge for stowing goods
- a room in which things are stored
- the act of packing or storing away